شهید کاک احمد مفتی زاده ، ناجی ملت کرد

هدف ما: رفع ستم ملی ، رفع ستم مذهبی ، رفع ستم طبقاتی ، رفع ستم جنسیتی

یکشنبه 31 خرداد 1388

کاک حسن امینی

مصاحبه با کاک حسن امینی

در زمان هجرت، من و تنی چنداز دوستان در سفر حج بیت الله الحرام به سر می بردیم لذا شاید نتوانم آن گونه که شایسته و بایسته است، در این مورد توضیح دهم. در آن موقع - قبل از سفر - جلسه ای با حضور کاك احمد تشکیل شد و در این جلسه از ورود گروه های غیر دینی مسلح به کردستان، و عدم جلوگیری حکومت از ورود آنان به داخل شهرهای کردنشین، بحث و تبادل نظر گردید . مرحوم کاك احمد در این جلسه همان مطالب سخنرانی خود در حسینیه ی ارشاد، مبنی بر این که حکومت مرکزی همه ی گروه ها را با هدف معین به سمت مناطق مرزی و خصوصاً کردستان رانده و سرازیرکرده اشاره نمود. وی در آن سخنرانی هدف اصلی از این کار را تضعیف خود و همدستانش عنوان می کند .

 البته این گروه ها از شروع انقلاب در شهرهای دیگر کُرد نشین از قبیل سقز، مریوان، بوکان و مهاباد حضوری چشمگیر داشتند، اما در سنندج به دلیل حضور کاك احمد و مسلمانان متعهد و انقلابی، کاملاً اوضاع متفاوت بود . از سوی دیگر روشن بود که حکومت وقت تمایل زیادی به ایجاد درگیری و قرار گرفتن کُردها در برابر هم به نام مسلمان و غیر مسلمان داشت. کاك احمد با توجه به اوضاع موجود و شواهد و قرائن محسوس، و هم چنین تجارب گذشته این توطئه را درك کرده بود، و با توجه به آگاهی وی از سابقه ی تاریخی این گروه ها و حکومت، می دانست که احتمال در گرفتن جنگ داخلی و برادرکشی بسیار قوی است .

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

ادامه مطلب را ملاحظه فرمائید ...

جمعه 11 بهمن 1387

دفاع از علمای اهل سنت و کاک حسن امینی چند روزی است نوشته‌ای با عنوان «دشمنان ملّت کرد را بهتر بشناسیم» که در تاریخ 14/10/87 توسط نویسنده‌ای مجهول و مستعار نامی به اسم خه‌بات نوشته شده است در سطح شهر دست به دست می‌گردد. من نیز به دقّت آن را مطالعه کردم.

برای بی‌محتوا بودن و قابل دفاع نبودن اظهارات آن نوشته، عدم جرأت نویسنده برای معرفی خود، کافی است. من نمی خواهم از مقام نقد آن نوشته‌ی بی‌پایه و اساس برآیم. اگرچه برای عوام فریبی از شخصیتهایی چون مرحوم قاضی، دکتر قاسملو، جناب مفتی‌زاده و کسان دیگر و از کلماتی چون «دوران تاریک و خفقان»، «رژیم آخوندی»، «قانون پر از تبعیض و جنایتکارانه» و ... صحبت کرده می‌خواست وانمود کند که در صدد دفاع از حزب دموکرات کردستان برآمده است. ولی با دقّت در متن می‌توان دریافت که مطمئناً نویسنده از اعضای آگاه حزب دمکرات نمی‌تواند باشد و کسی هم نیست که معلومات سیاسی و تاریخی قابل بحث هم داشته باشد. آن چه نمایان است در آن فحش‌نامه، هتک حرمت کسانی است که در حد توان و فهم خودشان مشغول خدمت‌اند. و همیشه دشمنان آگاه و دوستان ناآگاه، جاهل و احساسی هرکدام به عللی خاص سعی داشته‌اند افراد تأثیرگذار و مطرح در جامعه را هتک حرمت و ترور شخصیت کنند و آن‌ها را زمین‌گیر و خانه‌نشین سازند. اگر به حافظه تاریخ نگاه کنید پُر است از این مسایل.هنوز شعارهای «مرگ برسازش‌کار»، «در پیکار خلق کُرد سازش کاری محکوم است» و ... که در اوایل نوجوانی و در خیابان‌های این شهر سر داده می‌شد در گوشم طنین‌انداز است. اما چون معنی درست آن‌ها را نمی‌فهمیدم، ازکسی پرسیدم در جواب گفت: منظورشان دکتر قاسملو و حزب دموکرات است. می‌خواهند با حکومت یکی شوند! سال 59 بود. در کلاس مدرسه آقایی‌آمد وگفت: مفتی‌زاده، خلخالی را آورده تا جوانان ما را اعدام کند. امضای مفتی‌زاده را پای حکم یازده نفر اعدامی سنندج دیده‌ام!! چنین باوری را به بسیاری از مردم قبولانده بودند. تا این که آقای خلخالی در خاطراتش آورد:مفتی‌زاده ضد انقلاب بود. اجازه نمی‌داد ما با عوامل خارجی و ... برخورد کنیم. ... در ساعتی که ایشان نبودند توانستم حکم اسلامی را بر یازده نفر جاری کنم. ایشان وقتی برگشتند عصبانی شده و به تندی با ما برخورد کردند و یا زمانی که مرحوم کاک احمد مفتی‌زاده در زندان بودند، در بین مردم شایع شده بود که: دروغ است این سیاست خودشان و دولت است. مفتی‌زاده در یک ساختمان مجلّل در شمال تهران زندگی می‌کند. و جالب این که یک بار در زمان زندانی شدن کاک احمد رادیو بخش عربی ایران، از مأموریت کاک احمد در مناطق سیستان و بلوچستان خبر داده بود.

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

ادامه مطلب

یکشنبه 15 دی 1387

بسم الله الرحمن الرحیم

من¬أصبح ولم یهتم بامورالمسلمین فلیس بمسلم: هر کس شب را به روز آورد در حالیکه به امور مسلمانان توجه نکند و اهتمام نورزد، آنکس مسلمان نیست. 

بیانیه‌ شماره‌ دوازده‌هم مکتب قرآن کردستان در پی حوادث غزه

با وجود چنین شرط روشنی از جانب پیامبر بزرگوار اسلام ـ ص ـ جهت قبولی ادّعای مسلمانی از یکسو، و این همه ستم و فشار بر مسلمانان، و کشتار و به خاک و خون کشیدن آنان از طرف دشمنان اسلام و بشریت از دیگر سوی، ، سکوت و بی تحرّکی و سر در لاک خود فرو بردن بسیاری از مسلمانان بویژه سران و مسئولان حکومت های آنان را چه اسمی میتوان برآن نهاد؟ و چگونه میشود در بین این دو قضیه توافق ایجاد نمود ؟ میدانیم هیچ مسلمانی نمیتواند در صدق ودرستی فرموده¬ی پیامبر تردید داشته باشد، پس آنچه در اینجا جای تامل است ضعف در مسلمان بودن این مدّعیان خواهد بود. افزون برآن قول رسول الله-ص- این مسئولان به حدیث روشن دیگری چون :  

« من رای منکم منکرًا فلیغیره بیده فان لم یستطع فبلسانه، فان لم یستطع فبقلبه و ذالک اضعف الایمان »چه پاسخی خواهند داد؟   این چنین بی پروا و بدون احساس حرج و تنگنا، یک مشت صهیونیست متعصّب و نژاد پرست مقابل دیدگان آنان، اضافه بر مظالم سالیان دراز گذشته، همین دیروز در یک چشم بهم زدن بیش از هزار نفر از مسلمانان فلسطین را قتل عام کرده و به خاک و خون ¬کشیدند.در حالی که دورادوروآنطرف تر آنان، دولت های عربی و اسلامی با آنهمه ثروت ومکنت، و ادّعا ¬ها¬ی پر طمطراق، قرار دارند و ماجرا را نظاره گر هستند!؟

لابد خواهند گفت: اینها «منکر» نمی باشند! و یا میگویند: «استطاعت » مقابله ودهن بازکردن و اعتراض نمودن را هم نداریم، چون دراینصورت عیش ونوش و آرامش مان بهم خورده و موقعیّت و جایگاه مان به خطر خواهد افتاد.غافل از اینکه بهم خوردن آرامش آن جهان، درباورمسلمانان، از نابودی و پایمال شدن جایگاه و شخصیت دراین جهان به مراتب سخت تر و مهمتر است .

مکتب قرآن کردستان ضمن تقبیح و محکوم کردن این اعمال وحشیانه و ضد انسانی صهیونیست ها و ابراز همدردی با ملّت مظلوم و تنهای فلسطین به ویژه مردم قهرمان غزّه، سکوت و ناکارآمدی حکومت های اسلامی و عربی ونیز مجامع و محافل حقوقی و بین المللی را محکوم نموده و قدرت های بزرگ و سازمانهای موثر جهانی را هم در این جنایات ضدّ بشری شریک می داند.

از طرف شورای مکتب قرآن کردستان

حسن امینیهرچه می خواهد دل تنگت بگو

یکشنبه 8 دی 1387

مکتب قرآن کردستان  بسم الله الرّ حمن الرّحیم

مردم مسلمان و فهیم کردستان و اهل سنت ایران!

هر دم از این باغ بری می رسد              تازه تر از تازه تری می رسد

باغِ« وحدت ملی و انسجام اسلامی» ! ، باغِ وحدت شیعه و سنی! باغِ «عدالت و مهرورزی» و باغِ چیدن ثمره ی شعارهای پرطمطراق « عدالت عمر را ، شجاعت علی را زنده کنیم دوباره» ! آری  به عنوان میوه ی تازه تر این باغها! دیروز پنج شنبه 5/10/87 ساعت یک بعد از ظهر در یک عملیات مسلحانه ی آدم ربایی در شهرستان جوانرود از توابع استان کرمانشاه، دو رهبر دینی طراز اول اهل سنت آن استان؛ آقایان ماموستا ملا حسین حسینی و ماموستا ملا سیف الله حسینی امامان مساجد حضرت حمزه سیدالشهداء و خاتم الانبیاء جوانرود و دو عضو شورای رهبری حرکت « مکتب قرآن کردستان » به همراه دو فرزند 10 و 24 ساله ی ماموستا حسین حسینی،   در مسیر حرکت به روستای علی آباد جوانرود، پس از ضرب و شتم و اهانت فراوان ربوده شدند.

ملا حسین حسینی

ملا حسین حسینی


ملا سیف الله حسینی

ملا سیف الله حسینی

نامبردگان در منزل یکی از دوستانشان در روستای مذکور دعوت بوده و در حال حرکت به آنجا بودند، که دو خودرو با  8 نفر مامور لباس شخصی و مسلح، راه را بر آنان بسته و پس از واردنمودن خسارت زیادی به خودرو ماموستایان آیینی؛ فرزند ارشد ماموستا حسین به نام صلاح را به شدت مورد ضرب و جرح قرار داده وهمراه خود به کرمانشاه منتقل نمودند. لازم به ذکر است مامورین مسلح لباس شخصی که ظاهراً از مامورین اداره اطلاعات جوانرود و کرماشان بوده اند، ضمن توهین و بی احترامی به دو ماموستای نامبرده، آنان را به مکان نامعلومی انتقال داده و بازداشت نموده اند که از محل نگهداری و زندانی شدن آنها هنوز اطلاعی در دست نمی باشد.

حرکت مکتب قرآن کردستان این آدم ربایی مسلحانه را به شدت تقبیح و محکوم نموده و ضمن تایید مواضع اصولی، دینی و قانونی اعضای ربوده شده ی شورای رهبری خود، خواستار توضیح مسئولین حکومتی ذیربط و جلوگیری از اقدامات نابخردانه و تفرقه افکنانه ی متعصبان مذهبی می باشد.گفت: چنین اقداماتی اهل سنت ایران را بیش از پیش، در پای فشردن بر عقاید و افکار صحیح دینی خود مصمم تر می نماید. و لذا حرکت مکتب قرآن کردستان نیز در راستای این عقاید و باورها، استوارتر از هر زمانی مسیر خود را ادامه داده و چنین اقدامات نابخردانه ای خللی بر ادامه ی راه دینیِ آن وارد نخواهد کرد .  

یادآور می شود: این حرکت، حق مسلم خود میداند که از طریق مجاری قانونی و سازمانهای مدافع حقوق بشر، جهت دفاع از اعضای ربوده شده ی خویش وهرگونه مظالمی دیگر ، اقدامات لازم را به عمل آورد.

از طرف شورای رهبری « مکتب قرآن کردستان»

 حسن امینی 

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

یکشنبه 1 دی 1387

مکتب قرآن کردستان  بسم الله الرّ حمن الرّحیم

مردم مسلمان وغیور کردستان:

سلام علیکم

به رغم صراحت دلالت اصل دوازده قانون اساسی برآزادی مذاهب اهل سنت در انجام فعالیتهای مذهبی وبه جای آوردن شعائر دینی طبق اصول اعتقادی مذهب خویش وبه رغم  تأکید اصل هشتم بر همگانی بودن وظیفه ی امر به معروف ونهی از منکر از سوی آحاد جامعه نسبت به هم ونسبت به حکومت و نیز بداهت اصل 23 قانون اساسی در خصوص ممنوعیت تفتیش عقاید وعدم تعرّض به شخص یامؤاخذه ی وی به جهت داشتن عقیده ای خاص، وعلیرغم گفته‌های شفاهی مسئولین حکومتی در رسانه های مختلف وتأکید آن ها بر ایجاد وحدت وتفاهم میان مذاهب مختلف، باز شاهد ایجاد فشار و تنگنا برای اهل سنّت و فعالان مذهبی آن هستیم.

در شرایطی که ملت‌های ایران بامذاهب وعقاید متفاوت ونگرش‌های سیاسی و اجتماعی مختلف، بیش از هرزمان دیگری نیازمند تفاهم، همدلی و همگامی می‌باشند، و اوضاع اسفبار اجتماعی و اخلاقی، جوانان این مرزوبوم را، هرروز به ورطه ی هلاکت ونابودی نزدیکتر می نماید، برخی مسئولین مدعی مردم سالاری دینی، برخلاف قوانین مدون کشوری، آگاهانه این قوانین رازیرپا نهاده و پایبندی به این عقاید وتبلیغ آن را از سوی دلسوزان ملت و مملکت، مورد بازخواست وپیگرد قرار می‌دهند.

موارد تعرض به حقوق اهل سنّت وسلب آزادیهای فردی و جمعی آنها در طول سی سال گذشته، آنقدر زیاد است که بیان یکایک آنها از ظرفیت این مرقومه خارج است. به عنوان مثال می توان به موارد زیر اشاره کرد:

اخراج اجباری ائمه ی مساجد اهل سنت در شهرها وروستاهای مناطق سنّی نشین وجلوگیری از فعالیت دینی آنان، آن هم غالباً به اتهام واهی وهابیت، جلوگیری از نشر آزادانه‌ی کتب و نشریات اهل سنّت، اهانت به مقدسات آنان از تریبونهای رسمی وغیر رسمی از جمله توهین  به ساحت پاک اصحاب بزرگوار پیامبر-ص- به ویژه خلفای راشدین و همسران آن حضرت، چاپ وتوزیع کتب متعدد ضد اهل سنّت، تعطیلی مساجد ومدارس علوم دینی و بعضاً تخریب آنها، بازداشت علما وفعالان مذهبی و سیاسی و صدور احکام زندان و تبعید برای آنان، ایجاد فشار و تنگنای مالی و اقتصادی برای بسیاری از آنها  با اخراج از کارهای اداری، و دهها مورد دیگر که شرح وبسط آن‌ها مثنوی هفتاد من خواهد شد. در ادامه‌ی این اقدامات تفرقه اندازانه و زیان بار برای این مملکت، اخیرا ًنیز مسئولین دادگستری استان کردستان دراقدامی کاملاً غیرقانونی، برادرمجاهد، آقای هاشم حسین پناهی مدیر دفتر شعبه‌ی اول دادگاه حقوقی شهرستان کامیاران را که از داعیان دلسوزاهل سنّت وعضو شورای رهبری حرکت دینی « مکتب قرآن کردستان » می باشد با اتهامات واهی وبی پایه و اساس تکراری از جمله: تبلیغ به نفع گروههای مخالف نظام، جرم شمردن عضویت در حرکت دینی مکتب قرآن کردستان، ایجاد تفرقه میان شیعه وسنّی، تبلیغ  به نفع فرقه‌ی وهابیّت و عدم قیام هنگام پخش سرود جمهوری اسلامی ایران و...  پس از 12 سال کار صادقانه دردادگستری اخراج کرده وبه رغم دفاعیات مستدل ایشان واعتراض به رأی صادره، رأی مذکور از سوی مرجع تجدید نظر در تهران تأیید شده است.

ما مکتب قرآن کردستان، ضمن تقبیح و محکوم کردن این اقدام غیر قانونی، اعلام می‌داریم که این گونه تلاشهای متعصبانه و اقدامات ناشیانه راه به جایی نخواهد برد، و ملّت کرد و اهل سنّت ایران تا حصول حقوق حقه و قانونی خود، برمواضع اصولی و دینیشان پای فشرده ودوستداران ودلسوزان ورهبران صادق آنان، تحت هیچ شرایطی برسر دین خدا واعتماد مردم معامله نخواهند کرد، وهیچگاه تسلیم زور و فشار نخواهند شد، بلکه با اعتماد راسخ به حقانیت باورها وعقاید خود، علیرغم  برخوردهای خصمانه و جاهلانه، راه درست خود را طی نموده و با امید به مدد الهی آنرا به سرانجام خواهند رساند.

در پایان، حرکت مکتب قرآن کردستان، کلیه ی مسئولین و دست اندرکاران  حکومتی را به رعایت قانون تذکر داده و دعوت می نماید؛ که بی تردید خیر صلاح ملت و کشور در آن خواهد بود. ایجاد فشار و تنگنا برای مردم و مجاهدان دلسوز آنان هیچگاه نتیجه‌ی بلند مدت خوبی را عاید سرکوب‌گران نساخته است. آزموده را آزمودن خطاست! پس بهتر است همگان به منافع و مصلحت این ملت وکشور چشم دوخته و آن را برای مصالح غیر حقیقی  مذهبی، حزبی و گروهی قربانی نکنیم، که چنین باور و اقداماتی جز به شکست و پشیمانی نخواهد انجامید. به امید پیروزی ایمان و خرد برخود پرستی و اوهام. والسلام علی من اتبع الحق و الهدی.

از طرف شورای مکتب قرآن کردستان 

حسن امینی

تاریخ 30/9/1387

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

شنبه 25 آبان 1387

شیخ علی دهواری مکتب قرآن کردستان به مناسبت ترور ناجوانمردانه و شهادت عالم جلیل القدر شیخ علی دهواری پیام تسلیتی منتشر کرد و در آن ضمن تسلیت و ابراز همدردی با خانواده، علما و اهل سنت سیستان و بلوچستان، این جنایت ضد انسانی و ضد دینی را محکوم کرد. متن پیام بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم انا لله و انا إلیه راجعون

اطلاع یافتیم که روز دوشنبه 20 آبان ماه سال جاری جناب آقای شیخ علی دهواری امام جمعه شهرستان سراوان بعد از اقامه نماز مغرب جلو در مسجد محل اقامتشان توسط افرادی ناشناس با ضرب گلوله به شهادت رسیده است. ضمن تقبیح و محکوم کردن این عمل نابخردانه و ضد دینی و ضد انسانی این ضایعه را به خانواده ی آن مرحوم و جامعه ی اهل سنت ایران به ویژه مسلمانان سیستان و بلوچستان و علی الخصوص حوزه های دینی و علمای متعهد منطقه، تسلیت گفته و از خداوند متعال خواستاریم که روح آن فقید سعید را با سایر شهداء اسلام و اهل سنت ایران قرین ساخته، و  به خانواده داغدارش صبر جمیل و اجر جزیل عنایت فرماید.       

از یکایک اهل سنت متعهد و دلسوز آن دیار بخصوص داعیان راستین دینی و حوزه های علمیه انتظار داریم که این زنگ خطرهای خصمانه را متعهدانه با گوش جان شنیده و با هدایت کردن این مردمِ خواهان و دوستدار هدایت به راه حق و یکتا پرستی بیش از پیش کمر همت بسته و هیچ فرصتی را از دست ندهند.  

بگذارید خفاشان با پر زدن کورانه، با نور شمس توحید اسلام و سنت رسول الله – صلی الله علیه و سلم -  نسازند و آن را نادیده گرفته و کتمان نمایند

گر نبیند به روز شب پره چشم                    چشمه آفتاب را چه گناه؟

ما با اعتقاد راسخ به وعده های الهی همچون " و مکرو ا و مکرالله والله خیرالماکرین" شکست توطئه ها و نیرنگهای منافقانه مکاران و پیروزی و سربلندی بندگان صادق و یکرنگ الله تعالی را نظاره گر بوده و قطعی الوقع می دانیم : "و ما ذالک علی الله بعزیز".

در پایان اکیدا از مسئولین و دستگاههای امنیتی حکومت می خواهیم هر چه زودتر عاملان و آمران این جنایت را شناسایی و معرفی کرده و مجازات نمایند.

 از طرف مکتب قرآن کردستان: حسن امینی    22/8/1387

تارنمای ناجی کرد نیز با ابراز همدردی با  خانواده ی آن شهید بزرگوار ، این فاجعه را به جامعه خاموش اهل سنت ایران تسلیت گفته و ایمان دارد که چراغ حقیقت اسلام که همانا اهل سنت و جماعت است با این ترورهای به ظاهر دردناک ، نه تنها خاموش نمی شود بلکه بیش از پیش پر فروز تر و فروزان تر خواهد شد . « وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ »

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

یکشنبه 17 شهریور 1387

پیرو مطلبی که در تارنمای ناجی کرد مبنی بر «توافقنامه» قرار گرفت عده ی کثیری از دوستان خواستار آن شدند تا تارنما اسامی کسانی که این توافقنامه را امضا کرده اند را اعلام کند . بنا به تحقیقات اولیه از افراد امین و مورد اعتماد نتایج زیر به دست آمد : از افراد طیف مخالفین کاکه حسن امینی کسانی که متن توافق نامه را امضا کردند عبارتند از:

کاک سعدی قریشی     کاک عزیز امینی     کاک عمر شاپری

(به ترتیب در تصاویر) کاکه سعدی قریشی ، کاکه عزیز امینی ، کاکه عمر شاپری و هم چنین کاکه عمر عبدالعزیزی و کاکه اقبال الله مرادی ( از دو برادر اخیر تصویری در دسترس تارنما نیست)

البته 3 نفر آخر آن زمان به عنوان هیئت صلح فعالیت میکردند. نکته جالب آنکه جلسه ی بعد از آن را به عنوان جلسه آشتی برگزار کرده و اقدام به پخش شیرینی در بین افراد حاضر در جلسه کردند . متن امضاء شده ی توافق نامه فقط در یک نسخه تهیه شده( بنا به اصرار آن برادران ) و در دست آنها میباشد. و اما در مورد ثقه به این مطلب ، بیان یک نکته را لازم می دانم که ما افرادی را می شناسیم که حاضرند اظهارات فوق را با قسم به قرآن تایید کنند. لیکن مایلیم که هر کدام از 5 نفر بالا با قسم به قرآن بگویند که چنین چیزی اتفاق نیفتاده و آن ها متنی را با نام توافقنامه امضا نکرده اند . الباقی را بسپاریم به خدا و روز حساب در ضمن برادران مکتب قرآن کردستان در مورد صحت ادعایشان در مورد امضای برادران فوق حاضر به مباهله با تکذیب کنندگان میباشند

لازم به ذکر است که نمایندگان دو جمع به تعداد مساوی که مشتمل بر هفتاد نفر از سرشناسان و افراد با سابقه از هر دو جمع بودند در منزل کاک احمد برای مذاکره و بحث گرد هم آمدند و سرانجام این جمع مطلبی با نام توافقنامه را تدوین کرده و ذیل آن را تعداد مساوی از دو جمع امضا کردند . ناگفته نماند که تحقیقات در این زمینه ادامه خواهد یافت تا بتوانیم اسامی افراد بیش تری که این توافقنامه را امضا کرده اند را در تارنمای ناجی کرد قرار دهیم .

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

چهارشنبه 6 شهریور 1387

متن توافقنامه میان دو جمع مکتب قرآن به تاریخ 13/3/13۷۸ که به امضای نمایندگان دو طرف رسیده است .

بسم الله الرحمن الرحیم

چون یکی از ویژگی های حرکت دینی کاک احمد ، تلاش در جهت گشودن راهی برای برگشت مسلمانان از کوره راه ها و بیراهه های تفرق ، به سوی جاده اصلی امت واحده بوده و هست ؛ لذا قبل از همگان ، هم مسیران و پیروان ایشان است که با گشودن افقی از تفاهم صمیمانه ، این پرچم یگانگی و وحدت را محکم نگه داشته و با توکل به خدای متعال و با صلابت و محکمی ، این امانت را به دست آیندگان بسپاریم .

چون ما ، در زمان فوت رهبر و قائد عزیزمان کاک احمد ، از جمیع جهات فکری و اخلاقی ، آمادگی این خلا و فقدان رهبری را نداشتیم ، در این چند سال بعد از فوت ایشان ، مرتکب بسیاری از تعارضات و اشتباهات در فکر و عمل شدیم ؛ علاوه بر این مسائل ، مشتبه بودن بعضی از آراء کاک احمد در میان معلمین و مسئولین مکتب قرآن باعث شد که تنافر و سرگردانی ، و کدورت هایی به وجود آید ، که احیانا منجر به برخورد هایی لفظی در میان برادران و خواهران پیرو کاک احمد شده است . لذا ما خالصانه و صمیمانه و با تاسی و پیروی از آن رهبر شجاعمان ( که از بیان اشتباه خویش در هیچ شرایطی دریغ نداشت ) از همه ی برادران و خواهران عزیزمان که با تاثیر پذیری از ما و یا مخالفت با ما مرتکب برخورد هایی شده اند ، معذرت خواهی می نماییم و قلبا از آنان می خواهیم که ضمن دعای خیر این برادران خود را در انجام این مهم یاری نمایند .

اکنون ما معلمان و گردانندگان مکتب قرآن ، با استغفار از خدای متعال ، عهد و میثاق مجدد خود را با برنامه دینی کاک احمد تجدید و به شرح زیر اعلام می نماییم :

ادامه مطلب را مشاهده کنید...

چه کسانی متن توافقنامه را امضا کرده اند؟

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

ادامه مطلب

شنبه 10 آذر 1386

حرف هایی از سر درد

در پی دریافت نامه ای مبنی بر حذف سه کلمه در منشور مکتب قرآن[1] و جوابیه ی غیر رسمی در واکنش به آن .

« همیشه مردان بزرگ در میان مردمانش تنها و غریب اند ، مرگ آن ها تلنگری است برای مردمی که در خواب بوده اند و از نعمت وجودشان فیض کافی نبرده اند . تنها و تنها گذشت زمان خلاء وجود آن ها را آشکار می سازد که آن زمان دیگر خیلی دیر است .

ستاره در روز روشنایی ندارد اما آغاز شب و شروع تاریکی ، روشنی شان را مفید و هویدا می کند . در زمانه ای که خواب اصحاب کهف مردمان را در خود فرو برده ، بیداری این مردان فصلی از هوشیاری می شود.

گاهی آن ها در میان قومشان بیگانه اند و کسی قدرشان را نمی داند شاید اهمیت وجودشان در بلاد دیگر احساس شود و به واقع آن ها را ملتی دیگر ارج نهد و بشناسد . ممکن است این حرف درست باشد که منبع نور شعاع دور دست را تغذیه می کند و فاصله های نزدیک را با شدت نورش از خود دور می سازد .

اگرچه کلاف سردرگم کلام من سامان نیافت و این مقدمه ی کوتاه دردی را دوا نکرد اما مجبورم از حاشیه گویی بپرهیزم و به اصل مطلب که مد نظر است بپردازم .

وجود مبارک کاک احمد در میان ملت کرد هرگز ارزش کار او را در میان دیگر اقوام کمرنگ نساخت ، در حقیقت قدر این دُر یکدانه را دیگران بیشتر می دانند تا یارانش. شاید این مصداق همان دوری و نزدیکی به منبع نور باشد که به آن پرداختم .

چون روزی بر سر مساله ای با یکی از دوستان منازعه ای لفظی در گرفت و او مرا برای قضاوت درباره ی سخنی از کاک احمد دعوت به سکوت کرد زیرا او مدعی بود که کاک احمد همشهری او بود . گرچه سال ها از آن ماجرا گذشت اما حب و علاقه ی آن عزیز را در من نکاست و در عکس العملی کاملا معکوس ، مرا  مصر و اصرار را جدی تر ساخت . حالا دیگر من او را برادر خود می دانم گویی شهر و ملیت و جغرافیا ، کاملا بی معنا و مسما می نماید .

اگر عشق به پیامبر جان سلمان را از فارس ، صهیب از روم و بلال از حبش را مالامال از ایمان کرد به آن اندازه عمویش ابوجهل و ابولهب را از او دور و دورتر کرد . این مثال برای درک بهتر مطلب ، دوستان را به این شبهه نزدیک نسازد که من آن ها را به عموهای پیامبر مثل کرده ام اما دردا که جز این چاره ای نبود .

سال ها در میان ملتی زندگی کرد که حاصل تفکراتش را به طوفان تفرقه سپردند ، خرمن رنج هایش را به آتش کشیدند و دست مایه ی بی منطقی ها را به حبل سخن او پیوند زدند ، اما آن قدر ناشیانه که برید و پاره شد . اگر او در سال های تبعید و زندان ، تنهایی با خودش خلوت کرد و همه به انکار رابطه ی خویشاوندی پرداختند حالا به واسطه همین رابطه خود را محق به قیومت می بینند . اگر حمایت از او در زمان لزوم ایجاد خطر می کرد و این مدعیان از او فاصله گرفتند حالا در غیاب او علم برداشته و بر طبل ادعاها می کوبند . حرف هایش را تحریف و به نفع خود تفسیر می کنند . به جان خودش سوگند[2] که من با همه بی مایه گی و بی سرمایه گی از علم ، حرفش را می فهمم و احتیاجی به توضیح شنیدن نمی یابم ، اما گویی دوستان ، خواب های دیگری برای بهره برداری دیده اند که صد البته در دراز مدت ضررش را احساس خواهند کرد .

تمام سرمایه او را تصاحب کرده و نسخه برداری و کپی و صحبت از او را منحصرانه به خود مختص کرده ، گویی فقط و فقط بر آنان نازل شده است . حرف های کاک احمد آن چنان واضح و بی خدشه است که برداشت های پر غلط هیچ کس نمی تواند روی هم چون ماهش را بپوشاند . او با خلوص در لحظه های تردید به واسطه ی تزکیه ای که هماره سرمشق سفارش هایش بوده  کوشش کرد تا رفتارهای ما را اصلاح کند .

از کسی بد نگفت و هرگز بدون پیشوند و پسوند ، نامی را به زبان نراند ، کرامت و عفت کلام او افسون محبوبیتش بود . او همه را «کاکه» و «برادر» می خواند . او آن قدر بزرگ بود تا هیچ کس را کوچک نداند زیرا اشباع شعور و شخصیت در او فوران می کرد و حالا این صاحبان غصبی مکتب تزکیه و نظارت ، با اسائه ی ادب ، نام ها را مخدوش و اعتبارها را مجروح می سازند .

سرازیر کردن توهین و تهمت ها به یاران صدیق آن  عزیز ، گرچه شاید ندانند ، اگر هم ( از این قذف و تهمت ها و توهین ها ) توبه کنندتا ابد شهادتشان به گفته ی قرآن پذیرفته نخواهد شد : « ولا تقبلوا لهم شهادة أبدا وأولئک هم الفاسقون » [3] و به درگاه خداوند سرافکندگانند .

حالی که اگر او بود آیا دیگران جرات آن را داشتند که چنین گستاخانه بتازند و با تهدید و ارعاب ، دیگران را به سکوت مجبور کنند ؟ اهرم فشار و مطالبات خودخواهانه ی عده ای برای تصاحب غیر مشروع عقیده و مکتب آن عزیز هرگز نمی تواند چهره ای از مقبولیت را ترسیم کند ؛ زیرا هرکه در این معرکه پای بگذارد حق و نا حق را به خوبی تشخیص خواهد داد  . البته اگر القائات دوستان ، آن ها را به اعترافی اجباری مجبور نکند .

آیا این مالکیت به واسطه ی خویشاوندی پدید آمده است که مثل یک ارث به فامیل کاک احمد تعلق گرفته و اگر چنین بوده که دیگر تزکیه بی معنی است چون مقطعی بوده و تاریخ مصرفش تمام شده است .

این چند سال که دوستان به تزکیه و تربیت پرداخته اند ، حاصلش بدگویی و تهمت و غیبت از دیگران بوده و چه نامبارک ثمری ...  .

حذف نام مکتب قرآن و عدم وابستگی به آن ، چه لفظا و چه عملا ، از طرف چه صاحب جوازی صادر شده که دیگران به تبعیت و اجرای آن ملزم شوند ؟ مگر کاک احمد دکان و بازار باز کرده بود که کاسبی عده ای به واسطه ی حضور کاک حسن امینی ، حاکم شرع مردمی کردستان ، کساد شده است؟!

بیانیه و سخنرانی تئوریستین های گروه فشار برای تعیین تکلیف و اتمام حجت تا کجا می تواند عملی باشد که با عدم اجرای آن دیگران را تهدید می کنند ؟

مکتبی که حربه ی توهین و تهدید و تحقیر را به رخ بکشد و عملا در سقز و بعضی شهرهای دیگر به اجرا بگذارد وا اسفا !  که به میدان کارزار شبیه است تا مکتب فراگیری قرآن و تزکیه ی افراد ... .

پاک کردن کلماتی چون « قرآن » ، « مکتب » و « اسلام » از برنامه ی پیش رو چه معنایی می تواند داشته باشد غیر از این که بگوییم ما برائتمان را از این سه رکن رکین اسلامی اعلام داشته ایم ؟!

و اگر به خاطر ارعاب و تهدید و قلدری عده ای چنین کنیم که نه به خود که به اسلام و مسلمانان خیانت کرده ایم . اگر امروز به این مدعیان بی حق ذره ای امتیاز داده شود تا یک گام جلوتر پیش بروند بی شک فردا گام های بسیار دیگر ، باید عقب نشینی کنیم .

این اتفاق و اتحاد بعد از وجود عزیز کاک احمد نه تنها اشتیاقی برای پیوستن به مکتب ساختگی ایجاد نکرد که بسیار دوستان را به عقب راند و بیزار کرد .

گر مسلمانی به آن است که اینان دارند 

وای اگر از پس امروز بود فردایی

مکتبی که چماق به دست بپرورد ، مکتبی که دهان به دشنام باز کند همان به که درین گرداب بماند و آن قدر چرخ زند تا همه در آن غرق شوند . آیا این عطف حرکت کاک احمد بود؟! آیا این برنامه ی پرورش نسل تزکیه بود که عده ای به جان دوستان قدیم بیفتند ، صدایشان را بم تر کنند و با تهدید ، دیگران را به عقب نشینی وادار کنند ؟! آیا ناگفته های کاک احمد این بود که پایان کار مکتب ، خون و خونریزی باشد؟! تفرقه و توهین باشد؟!

به خدای احمد قسم [4] که او جز به مودت و دوستی اشاره ای دیگر نداشت . او حتی به مسببین و عاملان حبس و زندان و شکنجه اش هم بد نگفت . او حتی دهان به دشنام آلوده نکرد .

 پس کجایند شاگردان مکتب او تا از تمام ریا و تزویر پرده بردارند گرچه می دانیم که ماه پشت ابر نمی ماند اما شاید آن روز دیگر دیر باشد .

خواهر دردمند شما  « کتایون محمودی »


1. اشاره به بیانیه کاک محمد ژیان مفتی (زاده) و نامه ی شورای مدیریت مکتب قرآن به دیگران برای تغییر نام مکتب قرآن کردستان

۲. سوگند عرفی.

۳. نور آیه 4.

۴. قسم عرفی  .

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

پنجشنبه 26 مهر 1386

نشریه ی داخلی « راه ما » متعلق به جمعی از پیروان کاک احمد در مکتب قرآن کردستان است

شما می توانید شماره های منتشر شده ی آن را در این جا دریافت کنید

نشریه ی راه ما ( نشریه ی داخلی مکتب قرآن کردستان) شماره ۱

نشریه ی راه ما ( نشریه ی داخلی مکتب قرآن کردستان) شماره ۲

نشریه ی راه ما ( نشریه ی داخلی مکتب قرآن کردستان) شماره ۳

نشریه ی راه ما ( نشریه ی داخلی مکتب قرآن کردستان) شماره ۴و۵

شما می توانید انتقادات یا پیشنهادات یا نظرات و مقالات و نوشته های خود در رابطه با مکتب قرآن و نشریه ی راه ما را  به ایمیل :

rahema_maktab@yahoo.com

یا به سایت:

www.islamkurd.com

ارسال فرمایید.

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

سه شنبه 24 مهر 1386

بیانیه ی محمد ژیان مفتی ( مفتی زاده )

(با کلیک بر روی متن بالا می توانید آن را دانلود کنید)

نامه ای سرگشاده به محمد ژیان مفتی زاده

اشاره: به دنبال  ضرب وشتم و ایجاد مزاحمت های تلفنی برای عده ای از اعضای مكتب قرآن كردستان، شورای این حركت در محكومیت آن اقدامات غیر شرعی وناپسند، بیانیه ای به تاریخ 21/4/1386 منتشر كرد، متعاقب انتشاراین بیانیه، صاحبان آن اندیشه و اقدامات غیرشرعی و غیراخلاقی، به جای ندامت وعذرخواهی از پیشگاه مردم، همچنان برطبل تفرق و كدورت كوبیده و این بار از فرزند مرحوم كاك احمد مفتی زاده ـ رحمه الله ـ هزینه نموده و نهایتاً بیانیه ای منتسب به ایشان با همان ادبیات های  پیشین منتشر ساخت كه مراد و مقصود غایی آن نشانه گرفتن شخصیت«كاك حسن امینی »حاكم شرع مردمی  و عضو شورای رهبری مكتب قرآن كردستان بود.
به دنبال نشر بیانیه مذكور «علی حسامی» از شاگردان قدیمی مكتب و دوستدار آقای «محمد ژیان مفتی زاده» در نامه ای ایشان را به خویشتن داری و گفتگوی پسندیده و شرعی به جای خشونت و جدال غیر احسن دعوت نموده است . آن چه در پی می خوانید متن كامل این نامه ی سرگشاده است.

هرچه می خواهد دل تنگت بگو

ادامه مطلب

  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  

آرشیو موضوعی

صفحات جانبی





خبرنامه تارنمای ناجی کرد : با عضویت در این خبرنامه از به روز رسانی تارنمای ناجی کرد آگاهی یابید

 

**************************

کد نمایش آخرین مطالب

تارنمای ناجی کرد

در وبلاگ یا سایت شما

کد داخل کادر را کپی و در
صفحه سایت یا وبلاگ
خود قرار بدهید. تا آخرین
مطالب همیشه بصورت خودکار
برای شما نمایش داده شود .

با تشکر و سپاس فراوان از سایت نوگرا

**************************

 


آخرین پست ها


نویسندگان


نظرسنجی

  • آیا مقاله ی کفر و ایمان شهید کاک احمد مفتی زاده را کفر قلمداد می کنید؟ (http://najee-kurd.mihanblog.com/Post-8.ASPX)






آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها