هدف ما: رفع ستم ملی ، رفع ستم مذهبی ، رفع ستم طبقاتی ، رفع ستم جنسیتی
از جمله اکثر تهاجمات و حملات ناجوانمردانه ایشان متوجّه کسی است که نزد دوستان و نیز دشمنان عاقل و منصف اهل سنّت و کردستان، مشهور به اسوره ی تقوا و علم و فقاهت بوده و نیز به خاطر تحمّل صابرانه ی 10 سال تمام سخت ترین شکنجه های زندان اَوین، و عدم یک مورد چراغ سبز به دشمنان اهل سنت و ملت کرد، با کسب امتیاز «قهرمان زندانهای ایران» جام شهادت را نوشیده و به محفل دیگر شهدا و صابرین مشرّف گشت. (... وَ حَسُنَ اُولئکَ رفیقاً)
* و آن کسی نیست غیر از («جناب مرحوم کاکه احمد مفتی زاده «رَحِمَهُ الله»)
* اینان می گویند؛ مفتی زاده احادیث پیامبر (ص) را قبول نداشته و شاگردانش نیز به پیروی از او به احادیث پیامبر (ص) توجّهی ندارند، در حالیکه خداوند در چندها آیه فرموده است: (از پیامبر (ص) تبعیت کنید، «یعنی از گفته های پیامبر») در نتیجه چون آقای مفتی زاده به این آیات وقعی ننهاده و احادیث را کنار گذاشته، گمراه و منحرف بوده است.
جواب ما: * اولاً: خدای خالق آسمان و زمین و مافیهما گواه است که؛ این فقط تهمت است و هیچ صحتی ندارد، بلکه کاکه احمد در اکثر نوارها و مکتوبات خود به احادیث پیامبر (ص) اشاره نموده و کلاس تدریس احادیث داشته است و برای ردّ و یا تأیید این مطلب باید از شاگردان آن مرحوم جویا شد. همچنانکه اوضاع منزل را صاحب منزل بهتر می داند.
* خلاصه مطلب آن مرحوم در مورد احادیث اینست که: «نباید هرگونه روایتی را که در کتب و مدوّنات ما بنام پیامبر (ص) و احادیث او ثبت شده، بدون تحقیق و بررسی قبول کنیم و آنرا صحیحاً از کلام حضرت بشماریم، بلکه باید آنرا بر قرآن عرضه نماییم اگر چنانچه در راستای تبیین آیات قرآن بودند بدون شک از کلام آن حضرت خواهد بود و اگر چنانچه خلاف این بود و با قرآن معارض بود گناه و معصیت و خیانت است که آنرا به حضرت نسبت داد».
* این بود دیدگاه کاکه احمد در مورد قبول و یا رّد احادیث. منبع : هاوری
برای مطالعه متن كامل بر لینك زیر كلیك كنید:
در چند سده ی اخیر ، مساله ی حقوق زنان مورد توجه بسیاری از گروه های اپوزیسیون قرار گرفته است و این تفکر با بهره گیری از ابزارهای غول آسای تبلیغاتی و رسانه ای و هم چنین ابزار بسیار خطرناک سیاسی با بهانه قرار دادن آن و دادن یک سری شعار های دهان پرکن و زرق و برق دار ، سعی در تخریب مکاتب دیگر و بالطبع تعالی و تبلیغ مکتب خود هستند و جای تعجب هم نیست چون زن دارای چنان مقام و اهمیتی است که لیاقت این همه بحث و بررسی در رابطه با حقوقش را دارد . در این میان اسلام به واسطه ی همه جانبه بودن احکام آن ، بیش تر از سایر ادیان و مذاهب و مکاتب مورد تاخت و تاز آنان قرار گرفته و جالب این جاست که تمامی ایرادهایی که به اسلام گرفته شده ناشی از درک ناصحیح از مفاهیم و یا تغییر عمدی در معنا و مفهوم آن است و این مساله هنگامی بغرنج تر می شود که از ابزارهای غیر اخلاقی سفسطه و مغالطه نیز استفاده شود .
در این مقاله سعی ما بر آن است که با استفاده از دلائل متقن و مستدل به اعتراض هایی که نسبت به حقوق زنان در مفاهیم اسلامی وارد شده را پاسخگو باشیم .
لازم است که این جا نکته ای را عارض شوم و آن هم این است که ما نیز بدان اعتراف داریم که در جوامع سنتی و غیر دمکراتیک (چه مسلمان و چه غیر مسلمان) حقوق زنان نه تنها رعایت نمی شود بلکه گاهی هم نقض می شود . در این نکته هیچ شکی نیست که در بعضی از جوامع مسلمان نیز حقوق زنان پایمال می شود اما نا گفته پیداست که سعی ما بر آن نیست که آن ها را توجیه و یا تعدیل کنیم و باید بگوییم که ما بر آنیم که به ایراداتی که بر مفاهیم اسلام و قرآن وارد می شود پاسخ گوییم و این مساله که در فلان ملت مسلمان چه حقوقی از زن پایمال شده تحت بررسی این مقاله و نویسنده آن نیست .
علامه آیت الله العظمی سید ابوالفضل ابن الرضا برقعی قمی (رحمه الله)
علمای شیعه در اینجا برای غیبت مهدی علل و اسبابی شمردهاند که هیچ یک صحیح نیست و اخباری از ائمه نقل کردهاند که موافق با عقل و قرآن نیست و قطعا ائمه مخالف قرآن و سنت رسول -صلى الله علیه وسلم- سخنی نمیگویند و ممکن است کذابان وجعالان آن اخبار را جعل کرده باشند. ولی اینان تعصب مذهبی مانع تفکرشان شده است، در حالیکه خود ائمه گفتهاند: اخبار ما را با قرآن و سنت بسنجید و اگر موافق نبود رها کنید. ما اکنون عللی که برای غیبت ذکر شده است یکی یکی ذکر میکنیم و با عمل و قرآن میسنجیم تا خود خواننده قضاوت کند. قطع نظر از اینکه راویان این اخبار اکثرا یا از غلاتند یا از مجهولین و یا از کذابین. و لذا ما متعرض سند آنها نمیشویم و متن آنها را محل نظر قرار میدهیم:
غیبت او باری خوف از کشته شدن خود است چنانکه مجلسی احادیث 1 و 2 و 5 و 10 و 16 و 18 و 20و 231 و 22 نقل کرده است. و این صحیح نیست و برخلاف سنت إلهی و قرآن است، زیرا اگر بنا باشد کسی حجت إلهی باشد و غایب شود و از ترس مردم خود را مخفی کند باید تمام انبیاء مخفی شوند، و أبداً خود را نشان ندهند، زیرا هر پیغمبری احتمال میدهد مخالفین او، او را به قتل برسانند، پس باید ابلاغ رسالت ننماید در حالیکه آیات قرآن میگوید:
﴿إِنِّی لا یَخَافُ لَدَیَّ الْمُرْسَلُونَ﴾ (النمل: 10).
«رسولان در نزد من نمىترسند!»
﴿فَلا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ﴾ (آل عمران: 175)
«پس اگر مؤمن هستید از آنان نترسید و از من بترسید».
﴿فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ﴾ (المائدة: 44)
«پس از مردم مترسید و از من بترسید».
ادامه مطلب را ملاحظه فرمائید ...
امید صادقی
( پاسخی به مصاحبه آقای محمد حسینی با وبلاگ نقد و نظر با عنوان «به سیاست اسلامی معتقدم نه اسلام سیاسی» )
بسم الله الرحمن الرحیم
«قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین» (انعام 162) بگو نماز و عبادت و زیستن و مردن من از آن خداست که پروردگار جهانیان است.
مطالعات تاریخی و بررسی های باستان شناسی به این نکته اذعان دارند که گروههای مختلف بشری (جدا از استثنائات بسیار محدود) در تمام نقاط کره ی زمین از زمانهای بسیار دور در اعتقاد به خدا و زندگی پس از مرگ، مشترکند. هر چند چگونگی و مظاهر این اعتقاد در میان آنها بسیار متفاوت و متنوع بوده است. این اعتقاد به خالق و زندگی پس از مرگ می تواند برخواسته از رسالت پیامبران الهی و یا برگرفته شده از فطرت و نهاد آدمی باشد.از طرفی انسانها به علت وجود زندگی اجتماعی و گروهی ناچار به ایجاد تنظیم قواعد و قوانینی جهت رتق و فتق امور خود برآمده اند. این قواعد و مقررات بسیار متنوع و با طول عمرهای بسیار متفاوتی بوده است.از مهمترین دلایل تعویض پیاپی قوانین و احکام بشری و کارگزاران آنها، ناتوانی در شناخت کافی موجود بسیار پیچیده ای به نام انسان و زیاده طلبی طبقه ی حاکم و در نتیجه عدم برقراری عدالت می باشد.
اما دین چیست و چه می خواهد؟
دین معارفی است غیر بشری، که خداوند از طریق ماموران خود آنرا بوسیله ی برگزیدگانی از میان جوامع بشری در اختیار مردمان قرار داده تا بوسیله ی این معارف دو منظور زیر حاصل گردد:
1- زدودن زنگار خرافات و شرک از باور به خدا و باور به زندگی پس از مرگ در میان انسانها و نمایاندن حقیقت وجودی این دو موضوع (خداوند و آخرت) در حد فهم و ادراک بشری به عنوان یک واقعیت ذاتی.
2- تفهیم این مطلب به انسان که: تنها کسی که حق قانون گذاری در میان کلّ هستی، از کوچکترین ذرات اتم تا بزرگترین کهکشانها و بالاتر را دارد فقط الله تعالی می باشد.
وجود اولیه و نحوه ی به هم پیوستگی اجزاء و حرکت و ادامه ی بقا و سرانجام و پایان هر ذره ای تحت فرمان و قانون خداوند بزرگ است. اثبات این مطلب با نگاهی به آیات قرآن و تحقیق عالمانه در زمین و موجودات در آن و آسمانها به راحتی امکان پذیر است.
اصلی ترین معنای «تعبد» قبول فرمانروائی و قانون گذاری خداوند از طرف مخلوقات و رد فرمان و قانون غیر خدا می باشد. « و لقد بعثنا فی کل امه رسولاً ان اعبدوالله و اجتنبوا الطاغوت » (نحل 36)
ما به میان هر ملتی پیغمبری را فرستاده ایم که خدا را بپرستید و از طاغوت دوری کنید.
پس از این مقدمه ی کوتاه، به بیان منظور خویش از نوشتن این مقاله می پردازم.
آقای محمد حسینی در مصاحبه ای تحت عنوان «به سیاست اسلامی معتقدم نه اسلام سیاسی» که با وبلاگ «نقد و نظر» انجام داده اند مطالبی را عنوان کرده اند که به نظر اینجانب مغایر با معارف و آموزه های دین اسلام (کتاب و سنت) می باشد از جمله نکاتی که ایشان در آن مصاحبه گفته اند به موارد زیر اشاره می شود:
- « بنده به نظریه ی چهارمی در این میان قائلم و آن پایان پذیری دوران احکام دینی در دنیای مدرن است. بنده بر این باورم که اصول ارزشی و نظام سیاسی در اسلام طرح شده است اما تمام این اصول و تمام این نظامهای سیاسی از عرضیات دین بوده و مربوط به جوامع ابتدائی و بادیه نشین عرب بوده که بر دین تحمیل شده است و دین از روی ناچاری آنها را پذیرفته است ».
- « احکام وارده در این زمینه با تغییر و پایان پذیری مواجه هستند و در نهایت عقلِ جمعیِ متخصصین با گذر از عقلِ جمعیِ جامعه برای هر عصری اصول ارزشی و نظام سیاسی را پایه ریزی می کند و دیگر ما نیاز به قال الله و قال رسول الله و سخن فقیه و متاله مستنبط از متون دینی نداریم».
- « احکام عبادی عبارتست از تجربه های باطنی هر پیامبر»
- «به جرأت می توانم بگویم اگر اصحاب در زمینه های مختلف نمی پرسیدند و وارد جزئیات نمی شدند و پیامبر را تحت فشار سئوال در حوزه های احکام قار نمی دادند شاید حکم تحریم مشروبات الکلی و بسیاری از احکام صادر نمی شد و آن را به تجربه های عملی و عقلی بشر واگذار می کرد تا خود به مرور زمان به آن برسند».
- «بشر خود امروزه با عقل و درایت و تخصص خود به این نتیجه رسیده است که مشروبات الکلی چیز خوبی نیستند همانگونه که تمام جامعه ی بشری سیگار را چیز بدی قلمداد می کنند و آنرا برای سلامتی فرد و جامعه مضر و زیان بار می دانند و حال آنکه هیچ حکم روشن و قطعی و صریحی در کتابهای آسمانی بخاطر عدم موضوعیت آن در این مورد نیامده است».
- «به نظر من به هنگام تعارض احکام سیاسی، اجتماعی، اقتصادی قرآنی و قوانین برخواسته از تجربه های عملی و عقلی نوین بشری که ناشی از عقل جمعی متخصصین امر باشد و از فیلتر عقل جمعی جامعه گذشته باشد قوانین ناشی از عقل جمعی، مقدم بر قوانین قرآنی می باشد».
- «من با تمام جرأت می گویم که زمان و گذشت زمان می تواند ناسخ کتاب، یعنی قرآن کریم باشد».
البته در متن مصاحبه ی آقای محمد حسینی نکات قابل ایراد دیگری نیز موجود می باشد اما فعلاً جهت جلوگیری از تطویل مطلب به همین اندازه بسنده می کنم.
بالا رفتن سطح سواد عمومی و دسترسی آسان به اطلاعات و وسایل ارتباط جمعی در قرن اخیر باعث بوجود آمدن فضائی شده است که تأثیرپذیری ملتها و فرهنگها را از همدیگر بسیار آسان نموده است.حکمرانان کشورهای اسلامی با پی بردن به تکنولوژی و رفاه موجود در غرب، اقدام به اعزام تعدادی از جوانان مملکت جهت تحصیل علوم مختلف به امید رسیدن به تکنولوژی و رفاه مذکور نمودند. این جوانان ضمن یادگیری علوم تجربی و فنی حامل سوغات دیگری نیز از فرنگ بودند و آن فرهنگ غرب بود. هر چند که در سالهای بعدی اعزام دانشجویان منحصر به علوم تجربی و فنی نشده و تعداد زیادی دانشجو نیز جهت کسب علوم انسانی به غرب رفته و پس از فارغ التحصیلی به کشور برگشتند.
متن کامل این مقاله را در این جا دریافت کنید :
آن چه از پی خواهید خواند از معتبرترین کتب شیعه اقتباس شده است که قضاوت در رابطه با آن را بر عهده ی خواننده ی گرامی می گذاریم.
علمای شیعه در قبال این روایات تنها می توانند دو موضع گیری داشته باشند. یا این روایات را قبول دارند و بدان باور دارند که در این صورت ادعای وحدتشان نفاق و تزویر است و بنا به رای راجح علمای اهل سنت دارنده ی این عقاید کافر است (برخی بر این عقیده اند که دارنده ی این عقاید فاسق است نه کافر) و یا این که این روایات را قبول ندارند که در این صورت به جای آن که شعار توخالی وحدت را سر دهند بنشینند و حکیمانه این روایات را از میان کتبشان خارج و تصحیح کنند و اگر قادر به این کار نیستند حداقل در قبال آن موضع گیری کنند و آن را رد نمایند .
1) سنی کافر است، نکاح با آنان جایز نیست. (تهذیب الاحکام ج7/302 شیخ الطائفة طوسی)
2) اهل سنت کافرند، با آنان نکاح صحیح نیست و ذبیحه ی آنان خورده نمی شود چون حرام است. (تهذیب الاحکام ج7/303 شیخ الطائفة طوسی)
3) سنی هیچ بهره ای از اسلام نبرده، لذا نکاح با آنان حرام است. (من لایحضره الفقیه ج3/258 ابو جعفر ابن بابویه قمی)
4) پس خورده ی سنی نجس تر از پس خورده ی هر دشمن اسلام است. (من لا یحضره الفقیه ج1/8 ابوجعفر ابن بابویه قمی)
5) اهل سنت بدتر از یهودی، نصرانی، و مجوسی و به اجماع تمام علماء شیعه کافر و نجس هستند. (الانوار النعمانیه ج2/306 نعمت الله موسوی الجزایری)
6) اهل سنت مانند خنزیر هستند. (تحقیق متین ترجمه ی حق الیقین/429 غلام عباس)
7) ناصبی (سنی) بدتر از سگ و حرام زاده است. (حق الیقین ج1-2/516 ملا باقر مجلسی)
8) همه ی مردم بجز شیعه دوزخی اند. (حق الیقین /537 ملا باقر مجلسی)
9) همه ی سنی ها دوزخی اند. (کشف الغمة فی معرفه الائمة ج2/465 علامه ابوالفتح اربلی)
ادامه مطلب را ملاحظه فرمائید ...
اشاره :سایت افشا یکی از سایت های بی خدا است (که احتمال می دهم یهودی باشند) و به شدت اسلام ستیز . در قسمتی از مرامنامه این سایت می خوانیم که (نقل به مضمون) : «سایت افشا توهین به مقدسات اسلام را حق خود می داند .» هم چنین در قسمتی دیگر چنین عنوان کرده اند (نقل به مضمون) : « سایت افشا درصدد است تا خوانندگان ابتدا به حالت پرسشگر شکاک برسند سپس به شخصی سکولار تبدیل شود و پس از آن به انسانی بی دین مبدل گردد و سپس به انسانی دین ستیز ارتقا(!) یابند » بدین ترتیب معجونی به نام سایت افشا با بودجه ای هنگفت (چنان هنگفت که گردانندگان این وب سایت در یک نظر سنجی به مقایسه ی مقدار بودجه ی مصوب مجلس برای کشور ایران و بودجه ی سایت خود پرداخته بود با این مضمون که آیا بودجه ی ایران بیش تر است یا بودجه ی سایت افشا؟!) به میدان اینترنت پای گذاشت و پس از مدتی توسط عده ای مجهول هک شد (البته خودشان می گویند که سرورشان دچار مشکل شده بود) و پس از یک دوره فعل و انفعالات بالاخره به سایت زدیق تبدیل شد.
بسیار به آن سایت سرک می کشیدم و مطالبش را هر از چندگاهی پاسخ می گفتم و در یک وبلاگ گروهی با نام ردافشا به برخی از مطالب آن ها پاسخ می دادیم اما افسوس که عمر آن وبلاگ کوتاه بود و ... . به هر حال آن چه از پی می خوانید پاسخ تارنمای ناجی کرد است به مطلبی با عنوان «آیا خدا می تواند سنگی را بسازد که نتواند آن را بلند کند» در وبسایت افشا که برای اولین بار در وبلاگ ردافشا درج شده بود .
سایت افشا ابتدا تعریف قدیر بودن را برای خود بیان کرده (موجود الف قدیر است در صورتی که اگر ب یک کار باشد، الف بتواند ب را انجام دهد.) ( سپس در مطلبی عنوان داشته است که خداوند قدیر نیست) . البته شایان ذکر است که این سایت ابتدا به امر محالات اشاره کرده است و سپس قدیر بودن پروردگار را با آن نفی کرده است . توجه کنید:
« اگر شخصی یا کتابی بگوید قدیر بودن به معنی این است که موجود قدیر همه کارها را میتواند انجام بدهد، او در واقع گفته است که آن شخص میتواند کارهای محال را انجام دهد، در حالی که کار محال انجام شدنی نیست،»
پاسخ به این ادعا کاملا روشن و واضح است :
ابتدا لازم می بینم دلیلی عقلی بر اثبات صفت قدرت را بیان کنم .
آفرینش این جهان و انواع موجودات با شکوه آن ، از حیوان و نبات و انواع معادن که عقل ها را ناتوان و افمار را غرق شگفتی و حیرت می کند دلیل بر وجود خدایی است که از هر نقص منزه است ، پس محال است که آفریننده ی آن ها فاقد قدرت باشد زیرا ناتوان نمی تواند عهده دار خود باشد تا چه رسد به دیگران و قابل تصور نیست که مخلوقاتی که دارای توان و قدرتند را خالقی آفریده باشد که خود فاقد قدرت است .
اکنون بحث مورد نظر:
کارهای محال خود دارای تعریفی هستند . در واقع امری در صورت محال بودن نقیض آن دارای تعریف مشخص و محرزی است . برای مثال ما تعریف مثلث را یک سه ضلعی می دانیم که مجموع زوایای داخلی آن 180 درجه باشد . بنا به همین تعریف نمی توان مثلثی را مهیا کرد که 4 ضلع داشته باشد و مجموع زوایای داخلی آن یا بیش تر یا کمتر از 180 درجه باشد.
ابتدا اثبات شد که این جهان حادث است به جز خداوند که واجب الوجود است . صفت خلق در خداوند با واجب الوجود بودن او همراه است بدین معنا که خداوند خالق است . در این جا آفریننده ی همین تعاریف خداوند است یعنی خداوند ، خود با به وجود آوردن عالم ، این تعاریف را نیز به همراه آن خلق کرده است . و چون کسی که خالق چیزی باشد صلاحیت آن را دارد که در آن تغییر ایجاد کند ، در آن تعاریف تغییر به وجود آورد این خود نشانه ی قادر بودن است .
توجه کنید : اگر تعریف مثلث را بدین گونه عوض کنیم آن گاه چگونه خواهد شد : مثلث چهار ضلعی است که مجموع زوایای داخلی آن کم تر از 180 درجه باشد .
به نظر میرسد نخستین کسی که مسیحیّت را به انحراف کشید، پولس یا پول بوده است! این مرد که امروز در تمام کلیساهای مسیحی تقدیس میشود، در روزگار مسیح (ع) از جملة دشمنان آن پیامبرِ پاک بود و از یهودیانِ سرسخت و متعصّب بشمار میآمد تا آنجا که حواریّون مسیح(ع) را بیپرده به قتل تهدید میکرد. ولی پس از دورة مسیح(ع) ناگهان ادّعا نمود که در راه دمشق، عیسی(ع) بر وی آشکار گشته و معجزهآسا، به مسیح ایمان آورده است! پولس مدّعی شد که از سوی مسیح مأمور تبلیغ آیین او میباشد چنانکه ماجرای ایمان و ادّعای وی را در کتاب «أعمال رسولان» در باب نهم بتفصیل میخوانیم. سپس این مرد با برگزیدهترین حواریّون مسیح یعنی «پطرس Peter» و «برنابا» مخالفت آغاز کرد و با ارسال نامههایی به اینسو و آنسو، از نفاق پطرس و برنابا سخن گفت! همان پطرسی که عیسی(ع) دربارهاش گفته بود:
«من نیز ترا میگویم که تویی پطرس، و براین صخره کلیسای خود را بنا میکنم و ابواب جهنم بر آن استیلا نخواهد یافت و کلیدهای ملکوت آسمانها را به تو میسپارم و آنچه در زمین ببندی در آسمان بسته گردد و آنچه در زمین گشایی در آسمان گشاده شود» (انجیل متّی، باب شانزدهم، شماره 19-20 (چاپ لندن، سال 1954).
امّا پولس دربارة همین پطرس مقدّس ضمن یکی از نامههای خود نوشته است: «چون پطرس به انطاکیّه آمد او را روبرو مخالفت نمودم چون مستوجب ملامت بود» (به «رساله پولس به غلاطیان» باب دوّم، شماره 11-13 نگاه کنید. )! و همچنین در مورد حواری دیگر یعنی برنابا نوشته است: «برنابا نیز در نفاق ایشان گرفتار شد» (به «رساله پولس به غلاطیان» باب دوّم، شماره 11-13 نگاه کنید. )! و این نوشتهها پس از نزاع سختی بود که میان آنها رخداد چنانکه در کتاب «اعمال رسولان» بدین امر اشاره شده و در آنجا آمده است: «پس نزاعی سخت شد بحدّی که از یکدیگر جدا شده برنابا مرقس را برداشته به قبرس از راه دریا رفت امّا پولس، سیلاس را اختیار کرد و ... رویه سفر نهاد» (اعمال رسولان، باب پانزدهم، شماره 39-40).
آنگه پولس کوشید تا آیین مسیح (ع) را به سویی کشاند که پیوندش با شریعت موسی(ع) تا حدود زیادی بگسلد. مثلاً با اینکه عیسی(ع) و حواریّونِ وی همگی بنابر شریعت ابراهیم(ع) و تعلیم تورات «ختنه» شده بودند (در مورد نامگذاری و ختنه عیسی (ع) در آغاز ولادتش در انیجل لوقا چنین میخوانیم: «و چون روز هشتم، وقت )، پولس به مسیحیان نوشت: «اینک من پولس به شما میگویم که اگر مختون شوید، مسیح برای شما هیچ نفع ندارد»!! (رساله پولس به غلاطیان باب پنجم، شماره 2.)
بنابراین، پولس را تحقیقاً باید «بدعتگذاری» در آیین مسیح شمرد که از راه خصومت یا رقابت با حواریّون، افکار و منویّات خود را در آیین تازه وارد ساخت. وی به «قرنتیان» مینویسد: «مرا یقین است که از بزرگترن رسولان هرگز کمتر نیستم»!! (رساله دوّم پولس به قرنتیان، باب یازدهم، شماره 5. )
نتیجة این رقابت، انتخاب تعلیمات ویژه و انجیل مخصوص! و نفی دیگر اناجیلی بود که بنظر پولس، تبدیل و تحریف در آنها راه داشت چنانکه در نامة خود به «غلاطیان» مینویسد: «تعجّب میکنم که بدین زودی از آن کس که شما را به فیض مسیح خوانده است بر میگردید بسوی اناجیلی دیگر که دیگر نیست لیکن بعضی هستند که شما را مضطرب میسازند و میخواهند انجیل مسیح را تبدیل نمایند. بلکه ما هم یا فرشتهای از آسمان، انجیلی غیر از آنکه ما بآن بشارت دادیم بشما رساند آناتیما (ملعون) باد»!( رساله پولس به غلاطیان، باب اوّل، شماره 6-7-8. )
ادامه مطلب را ملاحظه فرمائید
پس از تأمین غریزه حب ذات و فراغت یافتن از حفظ جان، غریزه جنسی از سایر غرایز و احساسات بشر به مراتبتندتر است. دیر زمانیست كه انسان از ناحیه درندگان و آفات مرگبار زندگی، فكرش آسوده شده، ولی هنوز غریزهجنسی تنها نیروییست كه تسلط خود را بر تمام طبایع وی همچنان باقی نگاه داشته است.هر نظامی كه تمایل به عیاشی و خوشگذرانی دارد و برای زندگی هدفهای عالیتری در نظر نگرفته، بیشتر غریزه جنسیرا در مردم تحریك میكند. مردم در اینگونه كشورها هم از غذاهای مقوی و بسترهای گرم و نرم و نیرویی كه از بیكاریو بیعاری در وجودشان انباشته گردیده، تحریك میشوند، و هم چون امور زندگی خود را به سهولت تأمین میكنند،به همین دلیل فراغت بال و وقت آزاد ایشان بسیار است، ولی چون هدفهای عالی روحانی ندارد، به ناچار خود راآمادهكردهاند تا به عوامل تحریكآمیز شهوت پاسخ مناسب و فوری بدهند.
ادامه مطلب را ملاحظه فرمائید ...
اصول عقیدتی اهل سنت بر این است كه علل اصلی آن اختلافها برای ما روشن نیست، ما بزرگان اصحاب را شاگردان مكتب رسالت می دانیم و به هیچ وجه به خود اجازه نمی دهیم كه بگوییم فلانیها محكومند و فلانیها حاكم. چون شهادت داده كه آنها همه اهل بهشتند و همه اهل خیر و ثواب بودند.
روایتی كه از محمد بن ادریس شافعی معروف است این است:
حوادث آن فتنه ها یكصد سال بعد از واقع شدنشان نوشته شده هیچ امكان تحقیق نیست، غیر ممكن است كسی بتواند تحقیق كند، ظالم كه بوده و مظلوم كه بوده است.
چون حوادثی كه بعد از صد سال بررسی می شود چطور می شود دانست چه كسی حاكم و چه كسی محكوم بوده است. حوادثی در جهان صورت گرفته كه لحظه وقوعش فیلم برداری شده و رسانه های گروهی زنده جزئیاتش را یادداشت كرده، با وجود آن وقتی كه به محك تحقیق گذاشته شده، حقوقدانان برجسته گفته اند كه علل اصلی نامعلوم است.
این در مورد حوادثی است كه لحظه به لحظه گزارش از آنها تهیه شده است تا چه رسد به حوادثی كه در سال 35 هجری واقع شده و در سال 200 هجری نوشته شده، چند سال فاصله دارد چون قدیمی ترین تاریخ كه به شكل جزوه نوشته شده، در اواخر قرن دوم هجری نوشته شده است بقیه در قرن سوم نوشته شده.
كلیه مورخان اسلامی از علمای قرن سوم و چهارم هستند یعنی در قرن اول به طور كلی تاریخ نبوده و قرآن و حدیث نوشته شده است، حالا فرض می كنیم یك مورخی از پدرش جزوه هایی به ارث برده با توجه به این دو اصل اشكال ندارد كه بدانیم كه خلاصه مطالب چه می شود:
تا سال 30 هجری یعنی گذشت پنج سال از خلافت حضرت عثمان ذی النورین اوضاع مسلمین خیلی آرام بود و اسلام در حال پیشرفت و سربلندی در جامعه بود، كشور اسلامی خیلی وسیع شده بود از ابتدای آذربایجان تا انتهای سودان، الجزایر، قبرس و جواز قفقاز گسترده شده بود، اداره این مملكت با وسایل ابتدایی بدون اداره اطلاعات و بدون پلیس مخفی خیلی مشكل است، طبیعی بود كه حوادثی بروز می كند، این یك علت.
ادامه مطلب را ملاحظه فرمائید ...
ترجمه: دکتر احمد نعمتی
سؤال: چرا در حالی که ازدواج با بیش از چهار همسر برای مردان مسلمان حرام است، پیامبر (ص) اجتماع نُه زن را برای خود جایز شمرده است؟ امیدوارم که با حکمت و منطق این موضوع را روشن فرمایید. شما خود از آنچه مبلّغان مسیحی و مستشرقین دربارهی این موضوع به القای شبهات و دروغها پرداختهاند اطّلاع دارید.
جواب: هنگام ظهور اسلام، برای ازدواج با بیش از یک همسر هیچ قید و شرطی وجود نداشت و مرد میتوانست هر چه را بخواهد با زنان ازدواج نماید و این شیوه در مورد امتهای گذشته شایع بود تا جایی که در کتب زمانهای قدیم روایت شده که داود (ع) یکصد همسر و سلیمان (ع) هفتصد همسر و سیصد کنیز داشت و هیچ شرط و قید و بندی برای محدود ساختن آن در بین نبود. هنگامی که اسلام ظهور کرد، ازدواج با بیش از چهار همسر را باطل کرد، مرد هنگامی که اسلام میآورد و بیش از چهار زن در اختیار داشت پیامبر به او میفرمود: چهار تن از این زنان را انتخاب کن و بقیه را طلاق بده، و در اختیار هر مرد بیش از چهار زن باقی نمیماند.
بنابر این، تعدد زوجات منحصر در چهارتاست نه بیش از آن. همچنین، برای کسی که اقدام به تعدد زوجات نماید، شریعت عدالت را شرط قرار داده است. که اگر نتوانست میان آنان رعایت عدالت را نماید، باید به یک زن اکتفا کند؛ همانطور که خداوند متعال میفرماید:
«فَاِنْ خِفْتُمْ اَلاّ تَعْدِلوا فَواحِدَةً»[1] «پس اگر بیم دارید که به عدالت رفتار نمیکنید به یک زن اکتفا کنید.» این است که برنامهای که اسلام آن را برای ما آورده است. امّا، خداوند متعال پیامبر را به حکمی غیر از حکم تعدد زوجات برای مسلمانان اختصاص داد و آن اینکه برایشان لازم نگردانید که مازاد از چهار زن را طلاق دهد، و نیز نمیبایست زنانی را که در اختیار دارد با زنان دیگر تعویض یا جایگزین گرداند، و یا بر آنان اضافه نماید یا یکی را با دیگری عوض کند؛ خداوند متعال میفرماید:« لَا یحِلُّ لَکَ النِّسَاء مِن بَعْدُ وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَکَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَکَتْ یمِینُکَ»[2] «از این پس، گرفتن زنان و نیز اینکه بجای همسران فعلی همسران دیگری اختیار کنی، بر تو حلال نیست؛ هر چند زیبایی آنها برای تو مورد پسند افتد، به استثنای کنیزان.»
سرّ و رمز چنین حکمی این بود که همسران پیامبر دارای رتبه و جایگاه خاصّی بودند، و از حرمت و احترام شایانی برخوردار بودند که قرآن تمام آنان را به عنوان «امهاتالمؤمنین: مادران مسلمانان» به شمار آورده است.
در این مقاله مختصر به بررسی یکی از دلایل شیعیان در مقابل اهل سنت می پردازیم و ثابت می کنیم که دلیلی پوچ و بی معناست . شاید شما خواننده گرامی نیز دائم دیده باشید که در هنگام مناظره بین یک روحانی شیعه با یک نفر از اهل سنت ، روحانی شیعی مرتب می گوید فلان حدیث (که به نفع شیعه است) در فلان کتب از اهل سنت از فلان عالم ثبت شده و برای مقابله با اهل سنت دائما به احادیث موجود در کتب آنها اشاره می کنند و می خواهند بدینوسیله حقانیت خود را ثابت کنند ، حال ما در اینجا دلایل متعددی را ذکر می کنیم که وجود این احادیث دلیل بر حقانیت شیعه نیست و این دلیل شیعیان به هیچ عنوان صحیح نمی باشد .
اجتهاد
اولین دلیل ما مسئله اجتهاد علما می باشد که با این استدلال شیعیان کاملا در تضاد است ، همه می دانند که به جز مسلک اخباری که تمام احادیث و اخبار را بدون اجتهاد قبول می کنند و معتقد به صحیح بودن همه آنها هستند(که کاملا در اشتباهند چون احادیث فراوانی از پیامبر(ص) و امامان می باشند که در آنها آمده هر حدیثی که از ما به شما رسید و با قرآن مخالف بود آن حدیث را به دیوار بزنید و قبول نکنید ، پس طبق این احادیث ما حدیث جعلی نیز داریم و چنانچه این احادیث را نپذیریم و همچون اخباریون قبول نکنیم پس خود این احادیث اشتباه هستند و در هر دو صورت ادعای اخباریون رد می شود .)
کـاک احـمد مفتی زاده
(32)
اخــبار دنـیـای اســـلام
(82)
اصـــحـــاب رســـول الله
(8)
مـــــکـــــتــب قــــــرآن
(14)
کـــــــتـــــابـــخــــانــــه
(7)
بــــــــزرگــــــان دیـــــن
(8)
کــاک فـاروق فـــرسـاد
(4)
کــاک حـســن امـیـنی
(11)
کــاک نــاصـر سبحـانی
(8)
مــلا مــحــمــد ربـیـعی
(2)
شــیخ صــالح ضـــیائی
(2)
امـــام حـــســن الـبـنـا
(4)
شــهــیـد سـید قـطـب
(5)
ابــوالاعــلـی مــودودی
(2)
شــیــخ مــحمـد عـبده
(3)
امـام یـوسـف قـرضاوی
(6)
دکتر عبدالکریم سروش
(3)
مــکـــاتـــب کـــلامــی
(5)
نــقـد ادیــان و مـذاهب
(10)
تـــــاریــــــخ اســـــلام
(6)
رفــــــع شــــبـــهــــات
(29)
مـــــــنـــــــاظــــــــــره
(13)
آلـــبــوم نـــــــوارهـــــا
(5)
تــصــویـــر و فـــیــلـــم
(7)
طـــــــــــــــــــــــــــــنـز
(2)
تــقــویــم اهـــل سنت
(6)
شــــــــــــــعـــــــــــــر
(3)
مـــــــــقـــــــالــــــــات
(20)
عــــــــمــــــومــــــــی
(5)
اطــــــلاعــــیه تارنــــما
(5)
**************************
کد نمایش آخرین مطالب
در وبلاگ یا سایت شما
با تشکر و سپاس فراوان از سایت نوگرا
**************************
تا زمانی که قانون اساسی به سوی مرتفع نمودن این چهار هدف (یعنی رفع ستم ملی ، رفع ستم مذهبی ، رفع ستم طبقاتی و رفع ستم جنسیتی) پیش نرود برای ما این قانون بی معنی بوده و فاقد هرگونه ارزش قانونی است و چون در ایران اکنون ، این چهار ستم (ملی ، مذهبی ، طبقاتی و جنسیتی) در قانون اساسی مرتفع نشده است لذا هر انتخاباتی را مردود و غیر معقول قلمداد می کنیم و به هیچ وجه در آن شرکت نخواهیم کرد .تارنمای ناجی کرد
(یک توضیح پیرامون اهداف : اهدافی که بیان نموده ایم در واقع اهداف و شعار های علامه شهید کاک احمد مفتی زاده در اوائل انقلاب بود که صد البته به خاطر کارشکنی ها و خلف وعده های بیشمار مسئولین وقت ، محقق نگشتند . لازم به ذکر است که هدف "رفع ستم جنسیتی" در شعار های علامه کاک احمد وجود نداشت و این هدف به خاطر تبعیض های بیش از حد به زنان در این چند دهه ی اخیر توسط تارنمای ناجی کرد به آن سه هدف والا اضافه گردید .)